خط داستانی
روبِی هود پسری با قلبی مهربان است که با گروهی از دوستان خود، گِیوریا بلو و لِتِل جانی، بهطور غیرقانونی برای اصلاح انحرافات جامعه میکوشد. با کمبود پول و تزلزل زندگی، تنها تکیهگاهشان خودشان هستند. با یاد مادر و احساس درست یا نادرست، هر کاری که انجام میدهد با نیتی روشن است، چه خوب و چه بد؛ حتی اگر به این معنا باشد که به پدرش که فردی ناباب است کمک کند.