خط داستانی
این داستان درباره پچون، پدری است که به تازگی همسرش را از دست داده و میخواهد با هدایت فرزندانش آیندهای برای آنها بسازد، و مالِنا که با چهار فرزندش به خانهی دوران کودکیاش باز میگردد. در جوانی با هم رابطهای داشتند و به آستانهٔ جشن ازدواج رسیدند، اما او درست لحظهٔ ازدواج از این تصمیم کنار کشید؛ و پس از بیست و پنج سال، دوباره یکدیگر را ملاقات میکنند.