خط داستانی
ژورجه پاپوویچ، پزشک جوانی از بلگراد، تماسی مبهم برای ملاقات با پدرش دریافت میکند. تا آن لحظه معتقد است پدرش مرده است، اما تصمیم میگیرد در ماجرای کشف هویت خود شرکت کند. او برای مونتنگرو میرود و در سفر با لولا، kiteboarder جوان و همچنین دختر یک بازپرس پلیس، آشنا میشود که در راهش به Ada Bojana است. پس از سالها خدمت در زندان، نیکولا پاپوویچ از زندان در ترست خارج میشود. او قصد دارد یک بازدید کوتاه از مونتنگرو داشته باشد، فقط برای Collect کردن الماسهای پنهان که سالها پیش از فروشگاههای جواهرات اروپا ربوده شدهاند.