خط داستانی
عواى با باران ناگهانی خیس میشود و از سایبان بارانی رنگ باران در کافه دنج استفاده میکند که گرمای کارکنان با کاکائوی گرم و شیرینی که او سرو میکند همسویی میکند. وقتی کار در این کافه به دست میآید احساس میکند بالا و پایین میشود— تا اینکه مردی به نام ایواسه کیئیچی که در قطار به او خیره شده بود، ظاهر میشود.