خط داستانی
سه برادر، بوجچ (اواخر سی سالگی)، اندی (اندکی بیش از ۳۰ سال) و ویکی (حدود ۲۵ ساله)، با هم در خانه والدینشان زندگی میکنند. پدرشان را به ندرت میدیدند و مادرشان اخیراً درگذشته است. آنها بهطور مستقل یا با کمک حوالههای پدربزرگشان مخارج خانواده را تأمین میکنند. از آنجا که درآمد خوب و منظم نیست، تصمیم میگیرند همخانهای پیدا کنند که کمی کارها را مرتب کند و به هزینهها کمک کند. داستان وقتی پیچیدهتر میشود که پدر با حضور غیرمنتظرهای تماس میگیرد و سپس در خانه میماند...