خط داستانی
خانوادگی حماسه ای که رابطه ابدیِ خون بین پدر و پسر را به تصویر میکشد، اما همچنین قدرت دوستی که پیوندی عمیق و واقعی بین افراد غریبه به وجود میآورد. شخصیت اصلی این داستان، مایکِک وِونکو، ۱۴ ساله، در یتیمخانه زندگی میکند. مادرش فوت کرده و او پدری را که به صورت قطعی نداند میشناسد. در این میان، ولادِسواف مِخالسکی، افسر-مکانیک کشتی تجاری، میفهمد مایکِج پسر اوست. او میخواهد پسر را ملاقات کند، بنابراین او را برای یک روز به گدانسک میبرد و به جای «عمو» معرفی میکند. سپری شدن زمان با هم، هر دو احساس همدلی متقابل را تقویت میکند و مرد و پسر دوست دارند با هم بمانند.