خط داستانی
پس از اخراج ناگهانی از رستورانی با ستاره میشلن، سرآشپز سلیحین عیض تغییر شغل عظیمی میدهد تا به برادرش یان- در غرفهٔ همبرگرش در بازار شبانهٔ محلی ملحق شود. با پیوستن برگرگار به ستونهای بازار شبانه، از جمله وادیهای ورودیٔ Appa و Takoyaki و Mr. Kebab، یان و سلیحین خود را نه تنها در حال برگرداندن برگرها میبینند بلکه زخمهای کهنهٔ خانوادگیشان دوباره گشوده میشود. در هوای بوگ در حال فروزدن و شلوغی جمعیت، باید از خشمِ خاموش، جاهطلبیهای در تقابل و غمِ ناگفتهای که خانوادهشان را شکل داده است عبور کنند، در حالی که تلاش میکنند غرفه و پیوندهایشان را از هم نپاشند.