Storyline
وقتی که نجیبزاده انگلیسی مارکوس هریوت با جوان کانادایی واندا ازدواج میکند، خانوادهاش، بهویژه مادرش، او را بهخاطر وضعیت خارجیاش رد میکنند. لیدی هریوت یک رسوایی ترتیب میدهد که ازدواج آنها را خراب میکند و پس از آن، فرزند واندا را نامشروع اعلام میکند. سالها میگذرد و واندا و پسرش رابین از طریق زحمت زندگی خود را بازسازی میکنند. حالا که رابین بزرگ شده، وارد ارتش میشود و مارکوس دوباره به زندگی آنها وارد میشود و میخواهد نام جوان را به او بدهد.