خط داستانی
«احساس میکردی فیلمی جاسوسی است.» مائورو آندریززی برای ارائه داستانهای کوتاه عراقی به تهران سفر کرد و با زنی عراقی روبهرو شد که بیدقاصل ویژگیهایی را اشاره کرده و برای گفتن ایدههایش درباره جنگ با او ناهار خورد. این پایان همان علاقهاش به کارگردان آرژانتای است. سفری بعدی به مصر رفت، جایی که فضای توطئهآلود بر فضا حاکم بود. حملات کوسهها در دریای سرخ صنعت گردشگری را تهدید میکرد و دولت صدها کوسه را شکار کرد. دو هفته بعد، تمساحها به سوی مردم در کنار نیل حمله کردند. سهگانه هیجانانگیز جاسوسی آندریززی را به صنعاء در یمن برد و به داستان بنیانگذار القاعده محلی آنوار ال-awlaki و بازیگری کرواتی میپردازد.