خط داستانی
جولیتِ چهاردانـه ساله در روستا با پدر و برادر بزرگ ترش زندگی می کند. مادرش وقتی جوان تر بود برای دنبال کردن شغلش در نیویورک خانواده را ترک کرد و از آن زمان جولیت شروع به اضافه وزن کرد. امروز او چاق نیست اما به وضوح سنگین ترین دختر مدرسه اش است. با این همه او شاد و بامزه و سرکش است. جولیت رویاهای بزرگی دارد: می خواهد بهترین مهمانی ها را برپا کند، به نیویورک برود تا با مادرش زندگی کند و با جذاب ترین پسری مدرسه اش که سال آخر تحصیل است قرار ملاقات بگذارد. به طور خلاصه او همه آنچه نمی تواند داشته باشد را می خواهد—که گاهی باعث فراموش کردن آن هایی می شود که واقعاً او را دوست دارند. ما با این دختر پر سروصدا و دلنشین در چند هفته آخر تابستانی او همراه می شویم و می بینیم چگونه کمی بزرگ می شود—نه خیلی زیاد.