خط داستانی
سیددهثان ثروتمند است و همه چیز دارد پدر او مردی ثروتمند و محتاط است که به اطرافیان هم دلایل روشن می دهد سیددهان فردی متدین است اما برادرش مانی بی دینی است و به باورهای خود پای بند است روزی سیددهان ناگهان نسبت به دنیا بی علاقه می شود و به سوی هیمالایا می رود تا حقیقت را بیابد اما هفده سال بعد با باوری شدید به بی دینی باز می گردد و ایمان خود را از دست داده است