خط داستانی
پس از اینکه یک فروشگاه اجاره ویدیو در گلد کست مورد سرقت قرار میگیرد، گری، صاحب فروشگاه، دوربینهای امنیتی را در سراسر فروشگاه نصب میکند. بدون اینکه کارکنان مطلع باشند، گری از دوربینها برای ضبط یک داستان عاشقانه در حال شکلگیری بین دو کارمند جوانش، اندرو و استیسی، استفاده میکند. دوستپسر سابق استیسی، دامیان، یک جنایتکار پیچیده با یک راز ترسناک، به فروشگاه برمیگردد تا برای این جوانان عاشق مشکل ایجاد کند. این درگیری به یک رویارویی دراماتیک در میان بخشهای کمدی، درام و ترسناک منجر میشود. آخرین فروشگاه ویدیو به بررسی مضامین نوستالژی سینما، عشق یکطرفه، شجاعت و هزینه انسانی تأخیر در بازگشتها میپردازد.