خط داستانی
در فرانکفورت مرکزی، حمله ای خشن به بی خانمان به نام لنارد با سرنوشت سه زن گره می خورد: ایرا نایف، پرستار بیست و هشت ساله، شاهد خشونت است. سامان جوانی که در خیابان زندگی می کند از لنارد حفاظت شده بود تا به دنبال غذا کتک نخورد. آن مادر تنها آنه از ابرها فرومی رود وقتی پسر هجده ساله اش ریو به دست پلیس برده می شود. او به اتهام مشارکت در خشونت علیه لنارد متهم است. این برای آنه درک دشواری دارد؛ او در کوشش است پسرش را به حرف بکشد.