خط داستانی
نیویورک سیتی امروزی. آنا دانشجوی رشته رقص است که به تازگی ساکن قطار می شود و پس از روزی پرحرکت به خانه می رود. در قطار به خواب می رود و با مردی روبرو می شود که دست های او را می گیرد و به او چیزی زمزمه می کند که نمی خواهد بشنود. داستان دو روز بعد را دنبال می کند و آنا در زندگی روزمره خود با خاطره ترسناک آن غریبه while قطار دست و پنجه نرم می کند. شهر به عنوان منظره ای پر سروصدا عمل می کند که آنا نگاه تازه ای پیدا می کند، هم می تواند خفه و هم آزاد باشد