خط داستانی
در سلولی محدود، آلساندِر، افسر جوان نازی، در انتظار ویلم است که به جرم انفجار ساختمانی که سوابق ساکنان یهودی محلی را نگهداری میکرد محکوم شده است. ویلم همچنین صریحاً همجنسگرا است در زمانهای که سبک زندگی چنین افرادی شکنجه میشد. هنگامی که ویلم و آلساندِر تنها در سلول مینشینند، کهنه و ناخودآگاهشان از طریق گفتگو و تعامل عمیق احساسی نسبت به یکدیگر پیدا میکند