خط داستانی
ریمون مای در زندگی زرق و برق دار بود. مهمانی ها، دختران و روزهای خوش گمان می کرد که این زندگی است. پس از حضور در یک مهمانی پرطرفدار، ریمون به طور مرموزی در یک اتاق بیمارستان بدون هیچ خاطره ای از اتفاقی که افتاده است بیدار می شود. او بعدها می فهمد چقدر به مرگ نزدیک شده و معجزه ای که به او یک فرصت دوباره برای زندگی داده بود.