خط داستانی
پس از تجاوز گروهی وحشی، راقصه ای جوان به نام ذِیا سفر بهبود عمیقی را آغاز می کند از طریق رقص با دردش روبرو می شود و به تدریج جسارت خویش را به یک شجاعت خفیف اما تهاجمی تبدیل می کند با حمایت بی دریغ شریکش تیاگو و عشق بی قید سگشان منانگا ماجرای تولد پسرش دنیا را دوباره می سازد