خط داستانی
پس از سال ها زندگی در شهر، مردی تبتی به نام باوو با قلبی سنگین به خانه روستایی و رهاشدهٔ مادری بازمی گردد. به محض رسیدن، با برادر کوچکترش روبه رو می شود که تازه از چرا گله بازگشته است. در ناخوشایندیِ نزدیکی و بیگانگی، آن دو با هم کار می کنند تا مهری گمشده را به صاحب خود برگردانند و بند گسستهٔ خانوادگی را دوباره زنده می کنند.