خط داستانی
نقش وقایع نمایش درباره بدر است، که به عنوان مدیر در شرکت شهرداری عمویش کار میکند. او نامهای به عمویش فرستاده که ازدواج کرده تا مجبور به ازدواج با دخترش عایشه نشود. وقتی متوجه میشود که عمویش از سفر برمیگردد، از افشای موضوع میترسد و تصمیم میگیرد همسر دوستش فهد را قرض بگیرد تا نقش همسر را در مدت حضور عمویش بازی کند.