خط داستانی
سه برنامهریز شهری در نهایت به مکانی فراموششده توسط جهان بیرون میرسند. پس از حملهٔ یک دیوانه با قیچی باغبان، ژان به یکی از خانهها فرار میکند. جنازهها، فهرستهای ترسناک و صدایهای عجیبی همه نوع معما را پیش میآورند. موجودات عجیبی جلوی در مانع فرار میشوند. مرد دلتنگ از یکی به عمل خونی بعدی سرگردان است و به زودی دیگر به درستی سایهٔ خیال و واقعیت را تشخیص نمیدهد.