خط داستانی
داستان یک مرد و یک زن که هر دو به طرق مختلف نسبت به مون هیوک، خواننده اهل دگو، نابینا هستند. زن به عنوان یک هوادار عاشق اوست، در حالی که مرد به عنوان یک برادر از او بیزار است. آنها با احساسات شدیدشان به طور تصادفی با هم ملاقات میکنند و زخمهای کهنه یکدیگر را التیام میبخشند.