خط داستانی
با انگیزه دارویی هالوسینوژن و عطش انتقام، جیمز هوک جان دارلن را میکشد و دستش را به پیتِر پَن از دست میدهد. هجده سال بعد، وندی که اکنون همسر پِتر است، دختری به نام لیلی دارد. لیلی میفهمد هوک پدر بیولوژیک اوست و به همین مناظره به سمت یک اردوگاه تولد میرود. هوک از زندان فرار میکند و به کشتار دست میزند، لیلی و دوستانش را در عمارت هدف قرار میدهد.