خط داستانی
زمستانی که خیلی کم برف داشت یک شعر حال و هوایی بصری است که از ساده ترین فرم روایتی برای انتقال احساس و زمان بحران در مردی در میانهٔ زندگی استفاده می کند. ازدواج او فروپاشیده است؛ او بی کار است؛ و پدرش به تازگی مرده است. واقعیتی وجود ندارد، فقط ترکیبی نامشخص از تصاویر و لحظاتی که از مکانی در زمان میآیند که می توانند گذشته، حال یا آیندهٔ او باشند