خط داستانی
دختری هجدهساله به نام لی چی از قبولیه ورودی دانشگاه شکست خورده و بار اعتراض مادرش را با پرش از مدرسه به سمت ادامه تحصیل میبرد. رابطه با مادرش تیرهتر میشود؛ در جشن تولد همکلاسیاش با دوستش غضبکنان آیفون جدید او را به هم میزند و زندگی تابستانی آرام او دستخوش بحران میشود. در مواجهه با ادعای جبران خسارت از طرف همکلاسی تصمیم میگیرد آن را از مادر پنهان نگه دارد و با راز خود کنار بیاید. این راز همچون استخوان ماهی در گلو میماند و رنجی تلخ و خاموش در زندگی او پدید میآورد؛ و او به تدریج رابطه خود را با مادر و جهان بازاندیشی میکند.