خط داستانی
ژوانگ دچار شکوفایی دیرهنگام است. هنگامی که نخستین بار همکلاسی اش منگ، دوچرخه سوار بااستعداد فاصله ای، را می بیند، او با غرور و به صورت خودخواسته تقصیر دزدی از یک شلیک آغازی را به گردن می گیرد. اما قبل از اینکه بتوانند بهتر با یکدیگر آشنا شوند، منگ با او سرد می شود. سردرگم، ژوانگ تصمیم می گیرد به تیم دوومیدانی منگ بپیوندد گرچه این زمان برای درس خواندن کمتر می شود. فشار تحصیلی به معماهای نوجوانی افزوده می شود. ژوانگ قصد دارد با ژستی جسورانه همه را شگفت زده کند. او همواره منتظر لحظه مناسب است...