خط داستانی
اندرو پسری ۱۶ ساله که در منتهای بیگانگی به شعر گفتن در نیمکت پارک مینشیند. او نسبت به جهان اطرافش نابیناست و گین که انسانی ۸۵ ساله همان نیمکت روبه روی او می نشیند، با صداقت بی پروا و زرنگی بی وقفه، رابطه ای غیرمترقب با اندرو شکل می دهد که به او الهام شعری از روزی ساده در پارک را نشان می دهد.