خط داستانی
دختری ۲۳ ساله به تنهایی سفرهای زیادی انجام میدهد تا دگرگونی عاطفی درون خود را پیدا کند. او در حین شلوغی جشنهای سال نو به پوکاره میرسد. پوکاره، به زیبایی خود، به خاطر تمام انرژی موجود در هوا، به شدت زنده به نظر میرسد. او به دنبال همان انرژی درون خود است. او معتقد است که دریاچهها، کوهها و خیابانهای همیشه پرجنب و جوش به نوعی به او کمک خواهند کرد تا با ترسهایی که تمام عمر با خود خواهد داشت، روبرو شود.