خط داستانی
لِخ، در اواسط بیست، پیشتر در رابطهای خود را سوزانده است و اکنون از زندگی مجردی در یک آپارتمان با دوستش لذت میبرد. اما ناگهان دوستش پختهتر میشود و تصمیم میگیرد با دوست دخترش که در دفتر انتخاب شریک احتمالی یافت کرده، زندگی کند. لِخ فوراً تصمیم نمیگیرد، اما تصمیم میگیرد تا با روشهای مدولاسیونی کامپیوتری به دنبال «عشق همساز» بگردد و آن را پیدا میکند. اما مشکلی وجود دارد: او خودش عشق را یافته است و این عشق، عشق لِخ نیست.