خط داستانی
دختر عروس (دیلان آکست) که به تازگی به سن بلوغ رسیده، مجبور به ازدواج با داماد (ایلیاس سالمان) شده است که پس از سالها زندان به زادگاهش بازگشته و بیش از پنجاه سال از او بزرگتر است. در ابتدا او ترسیده، گریه میکند و حتی مقاومت میکند. با جملات ناقص و دستدوم تجهیز شده، او نمیداند چه بر سرش خواهد آمد. نشسته در اتاق عروسی با وحشت، او پس از ورود داماد که به سن پدربزرگش است، شروع به مواجهه با واقعیتها میکند.