خط داستانی
در طول انتظار بیپایان در مرکز اقامت آمستردام، میلاد (30 ساله)، ایرانی همجنسگرا، به همراه دوستانش آرمان (34 ساله) و رادفان (27 ساله) سعی میکند بهترین استفاده را از شرایط ببرد. برای ایجاد ارتباط بیشتر بین ساکنان مرکز اقامت، آنها تصمیم میگیرند یک شب شعر برگزار کنند. در همین حال، جوره (24 ساله)، که او نیز همجنسگراست، دوره کارآموزی خود را در سازمان پناهندگی (COA) آغاز میکند. او به دلیل احساس گناه نسبت به امتیازاتش، میخواهد کار خوبی برای میلاد انجام دهد. وقتی از برنامه شب شعر میلاد و دوستانش باخبر میشود، تصمیم میگیرد درگیر ماجرا شود، اما خیلی زود متوجه میشود که نیتهای خوبش نتیجه معکوس دادهاست.