خط داستانی
داستان ژاِسونگ که به دنبال یافتن پاسخ به درد و ناخرسندی است. پس از با همسرش در مورد شام صحبت میکند، جهان او ناگهان فرو میریزد و به یاد تراژدی فراموشنشدنی میافتد. اکنون ناامید و در انکار، به دوستش روی میآورد تا به او راهی برای فراموشی بدهد. اما این پاسخ نیست که او میجوید و در عوض در چرخه ای پر از درد گرفتار میشود.