خط داستانی
جونگ کیو، یک طرد روح، با هیولاهای هفت خونین کمر به نزاع می پردازد که در یک بردگی فاحشه خانه افراد را اغوا می کنند و جان آن ها را می گیرند. برخی فرار می کنند و همسر و روستای او را به خاک و خون می کشند. با خشم فراوان، جونگ کیو وارد نبردی سرنوشت ساز می شود اما توسط هیولاها به عقب رانده می شود و یک رهبان سفید به او کمک می کند. دانای خردمند به جونگ کیو شمشیر کشتن ارواح را می دهد و می گوید باید آموزش ببیند تا شمشیر بتواند ارزش واقعی خود را نشان دهد و ناپدید می شود. جونگ کیو، طرد ارواحی که همه چیز را از دست داده است، پادشاه هیولاهای جهان زیرین را جستجو می کند، نبردی دشوار را آغاز می کند و سرانجام با پادشاه بزرگ شیطان روبه رو می شود.