خط داستانی
اما پدرش در یک حادثه حین کار در جزیره Geoje فوت کرد. حتی مادرش در سئول زندگی میکرد و دو سال پیش به خاطر بیماری درگذشت. او اکنون به تنهایی در گانگبوک زندگی میکند و در یک رستوران کار میکند. اما حتی این هم آسان نیست. به خاطر اینکه از روستا آمده، پیدا کردن شغل دشوار است. علاوه بر این، مردان زیبایی سختی دارند. ممکن است هر جا که بروید، مورد آزار جنسی قرار بگیرید. با این حال، سومی که از زندگی دبیرستانی خود رنج میبرد، چارهای جز کمک به هزینههای زندگی ندارد. آزار جنسی در رستورانهایی که اکنون کار میکند نیز رایج است. نمیتواند تحمل کند و در نهایت از رستورانی که در آن کار میکند، اخراج میشود. حتی اجارهاش هم پرداخت نمیشود و در نهایت از خانهاش بیرون میشود. تائههو، دوستی از محله که در رستوران کار میکند، تنها دوست سومی است. تائههو با سومی کار میکند و به او توجه دارد. او پیشنهاد میدهد که برای مدتی با سومی که در خانهاش نیست، زندگی کند.