خط داستانی
مارتا صحبتهای برنارد و جان را دربارهی باجخواهی میشنود. یعقوب برنامهای را طراحی کرده که شامل یک کلید مرموز است. برادران بابی و آرنولد، رقبای همیشگی، هر دو به مارتا علاقه دارند، اما همچنین به لئونیا نیز توجه دارند. لئونیا مأمور میشود تا بیشتر دربارهی برنامهی یعقوب بداند. یک مرد مرده در دفتر برنارد در اواخر شب توسط شخص دیگری که در حال جستجوی محل است، کشف میشود. وقتی که توطئهگران اصلی در ویلا زونهویس جمع میشوند، جان از همکاری امتناع میکند...