خط داستانی
در برابر بیل های چرخان گودال برای خاکستر زرد در فنای زغال سنگ قیری، خانواده لنژ در دو فاصلۀ تصمیم گیرنده هستند: چه کار کنیم وقتی پیرمرد باید کنار رود و نوپدیدی به این اندازه نامطمئن است؟ کارآفرین جوان، مارسل لنژ، برای موفقیت، میخواهد یک دهکدهٔ مدرن بسازد و ارتقای اجتماعی را محقق کند. او هم اکنون ویلا ورنا را در حاشیه معادن باز ساخته است تا در چند سال آینده بزرگترین دریاچه طبیعی شده دنیا را بسازد. اما خواهرش فرانکا با این کار مخالفت میکند. در روستای قدیمی که در حال تخریب است، او از همه دفاع میکند و در زیرزمین واحد ذخیرهٔ برق را میسازد تا خانهها را با انرژی سبز تأمین کند و خودکفا شوند. در این میان، بیوه و مادر آنگلیکا لنژ طرحهای دیگری دارد. او میخواهد بالاخره با جبران جابهجایی وام را به تعطیلات برود و همیشه به دیگران فکر نمیکند.