خط داستانی
موسیقیدان ایس بیکر با اضطراب روی صحنه کنسرت در زادگاهش نشویل ظاهر میشود، در حالی که خاطرات جوانی کمکم به ذهنش هجوم میآورند. او که ده سال اول زندگیاش را بدون پدر، با هویت جنسیتی متفاوت و مورد آزار همسالان سپری کرده بود، وقتی یک تماس تلفنی فاش میکد که پدربزرگش «بو» که تصور میشد درگذشته است، تمام این مدت زنده بوده و مادرش این را میدانسته، زندگیاش برای همیشه تغییر میکند. با گذاشتن یک گیتار در دستان ایس توسط بو، پیوند بین آن دو عمیقتر شده و رازهای خانواده برملا میشود.