خط داستانی
در سحرگاه، صدای توپ آرامی بی پایان را می شکند. اسب ها در زمین کوبیده شده می تازند. ایوا، بیست و یکی ساله، می خواهد به شکارچیان نگهبان امپراتوری ملّی در نبردهای نمایشی شوالیه ها بپیوندد، اتحادی تاریخی که تنها برای مردان است. در جستجوی رمانتیک، او هویت خود را پنهان می کند تا بتواند وارد زین شوند و به چپ دست برود. در این جهان از باروت و دود، ایوا خود را می یابد همانگونه که همیشه آرزویش را داشت: سربازی خوشتیپ در کنار شاهزاده ای زیبا.