خط داستانی
زنی به نام جولز از آپارتمانش فرار میکند. پس از دویدن از پلهها، یک نور درخشان ظاهر میشود که باعث میشود یک میز و صندلی به سمت آن کشیده شوند. وقتی او به پیادهرو میرسد و اطراف را نگاه میکند، در پشت دوربین، زمانی که جولز به سمت آن نگاه میکند، نور دیگری ظاهر میشود. چشمانش با ابرهای خاکستری تیره پر میشود قبل از اینکه نور دیگری ظاهر شود و او به مسیر یک ماشین در حال حرکت پرتاب میشود و سرش زیر چرخ ماشین قرار میگیرد. مردی در آپارتمان دیگر، ایان، سر و صدا را از آپارتمانش میشنود و گوشی موبایلش را برمیدارد و سپس از جسد جولز عکس میگیرد.