خط داستانی
داستان ویکا جوان بیست ساله که قصد ترک کارگاه ساختمانی به مالکیت کارِی پنجاه ساله را دارد تا زندگی تازهای در شهر بزرگ آغاز کند امیدوار بود وداعها به آرامی سپری شوند اما با موضوع غیرمنتظرهای روبهرو میشود: در بالابر جرثقیل یک نوزاد وجود دارد مسئلهٔ شگفتآور در ابتدا مزاحمتی ایجاد میکند اما سرانجام ارتباط بین کارمندان را به روشی باز میکند که در گذشته دشوار بود