خط داستانی
آنا پیانست و آهنگساز است. او جوان است، موقعیت اجتماعی قابل تحسین دارد، پروژه های موسیقی مختلف و انگیزه زیادی دارد. او در خانه ای بزرگ با دکوراسیون سیاه و سفید به سبک مینیمالیست زندگی می کند. یک admirer ناآشنا از راه دور نشانه های عشق متناقضی می فرستد. این ها پیام های آهنی، هدیه های غیرمنتظره، دستکاری های هوشمند هستند که همگی یک نکته مشترک دارند: رنگ آبی و لایه ای اخلاقی. مراسم اغواگری او بیشتر شبیه نمایش قدرت است تا چیزی دیگر: کافی است آنا آرزویی بکند و در کمتر از زمانی «آن چیز» را به دست می آورد.