خط داستانی
در مدرسه فیلم سازی ویژیک، او شاگرد کارگاه سرگئی گِراسیموف و تامارا ماکارووا بود و فیلم آخرین نفس ژان-لوک گدار را دید و فکر کرد که هیچ چیز دیگری لازم نیست. اما در نهایت بدون او، بدون بیست و دو فیلم او تاریخ سینمای جهان ناقص میماند. در کشور ما نام او به یکی از نابغههای بیتردید تبدیل شده است: تارکوفسکی، پدجانف، هرمن، ساکوروف. کیرا موراتوا درخشان با نگاه طنزآمیز و از بالا به انسان مینگرد، گویی از فاصله و از بالا به تماشای یک نمایش عروسکی بامزه، اما نگاهش پر از همدردی است. او هنرمندان را به دو دسته تقسیم میکند: مبلغان و قماربازان. البته او خود را یکی از دومیها میداند. شانس الهام اوست. ویژگی روش او تَمرین است. و زندگی چیست جز تَمرین؟ برخلاف رنه کلیر با جمله «فيلم من آماده است. فقط باید آن را برداشت»، به صحنه میرود و به زندگی، بازی شانس، میدان میدهد.