سرزمین دوردست
Faraway Land
دوازده ساله رومی ترابزون از اردوگاه فرار می کند تا هدیه ای را که پدرش برای مادرش کنده بود بگیرد. هنگامی که بر می گردد می بیند تبادل ها فرستاده شده و اردوگاه تخلیه شده است. رژیم جدید عثمانی را به عنوان خائن اعلام کرده، اردوگاه دستگیر و بسته شده است و این غروب، که ریشه ها و وفاداری ها در آن مورد پرسش قرار می گیرد، homeland هر دو خواهند بود تا کشتی های نو برسند.