خط داستانی
این فیلم به دنیای رو به زوال پان-لهستان میخندد. مرزی که توسط پیمان ریگا بین پان-لهستان و بلاروس شوروی تعیین شده بود، از املاک کنت لهستانی وادکی میگذشت. بهترین قسمت املاک با کاخ به سرزمین شوروی افتاد. از آن لحظه به بعد، کنت آرامش و خواب خود را از دست داد. مالکان جدید - یک گروه پیشگام شلوغ و شاد - در خانه Manor سابق ساکن شدند. نوکران کنت، پسر چوپان واسیا و دختر خدمتکار یادیا، با علاقه به زندگی همسایگان خود نگاه میکنند. با تصادف از مرز در جستجوی یک گاو گمشده عبور میکند، واسیا خوشحال در بلاروس شوروی میماند. یادیا او را دنبال میکند. در نهایت کنت و مهمانان "اشرافی" او نمیتوانند دیدن جشنهای شاداب جوانان در سمت شوروی را تحمل کنند و فرار میکنند. یادیا و واسیا در مهمانی جوانان شوروی شرکت میکنند.