خط داستانی
آقای ترابا لاغر و خانم باربارا پفکی یک ازدواج خوب دارند. نور ماه باعث بروز طبیعت خیالپرداز آقای ترابا میشود. او تصمیم میگیرد لانه زناشوییاش را ترک کند و با دختر ماه ملاقات کند. آقای ترابا بر روی صحنه یک سالن کنسرت فرود میآید. تماشاگران حیوانی از اجرای او تحسین میکنند، دختر ماه از بالکن گلی به پای او پرتاب میکند، با وجود اینکه او کاملاً از نت خارج است. پس از یک شب دیوانهوار از تخیل، آقای ترابا به آرامی به جای خود در پرتره ازدواج بازمیگردد.