خط داستانی
کارا بیرام یک کشاورز فقیر است که در یک روستای ترکیه با همسرش، سه فرزند (چهارمی در راه است) و مادر پیرش ایرازکا آنا زندگی میکند. آنها به تنهایی زندگی میکنند تا اینکه یک روستایی دیگر به نام حاجلی که توسط مختار (مدیر محلی روستا) حمایت میشود، شروع به ساخت یک خانه جدید درست در مقابل خانه آنها میکند. کارا بیرام و ایرازکا آنا از همان روز اول این همسایههای ناخواسته را نمیپذیرند و حوادث ناخواسته بلافاصله آغاز میشود.