خط داستانی
بولدیژار تیگلاس، رئیس تسز در چوکرتی، به طور ناگهانی پدر میشود. تا کنون، او از وجود دخترش که بیست سال پیش از یک رابطه نامشروع به دنیا آمده بود، بیخبر بود. پدر و دختر بیشتر و بیشتر با هم ملاقات میکنند. بولدی تصمیم میگیرد که برای پیروسکا یک نام قانونی انتخاب کند، اما هنوز باید به همسرش اعتراف کند. خبر ملاقات او با دختر جوان قبل از بازگشت همسرش به گوش او میرسد. به خاطر این سوءتفاهم، نه تنها خانم اورزه، بلکه مردم روستا نیز علیه او میشوند.