خط داستانی
در ادامهٔ تاتر رمضان، داستان با ورود رمضان به زندان بستهٔ آدانای مرکزی آغاز میشود. عبدالرّحمان چاووش، که سالهاست سیستم فئودالی را در زندان برقرار کرده و دستِ راستش اکسلِی بی، بندۀ زندانیان را تحت فشار گذاشتهاند. هنگامی که نام و نشان تاتر رمضان به زندان میرسد، هر دو نگرانند که چرخهٔ دزدی به پایان برسد. ترسِ آنها موجه است. اما زندانیان ستمدیده رمضان را ناجیِ خود میبینند.