خط داستانی
باب فورد، یک فارغالتحصیل جوان دانشگاه و مردی پرجنبوجوش، که با اراده و سرکش است و صبر و سخاوت پدرش را با رفتارهایش به چالش میکشد، ناگهان توسط پدرش متوقف میشود و به همراه خدمتکارش به غرب فرستاده میشود تا در مزرعه جونز در تگزاس کار کند و به پدرش ثابت کند که یک سرکش بیامید نیست. باب به تگزاس میرسد و به خدمتکارش میگوید که جای او را بگیرد و وانمود کند که او باب است در حالی که خود باب وانمود میکند که خدمتکار است. آقای جونز دختر بسیار زیبایی به نام فلورا دارد که پدرش نگران است که او با یک جوان شهری مثل باب که تحصیلات دانشگاهی دارد، ارتباط برقرار کند و نگران است که او عاشق او شود.