خط داستانی
برایان گادفری و آرنولد لمبرت کارمندان دفتر دلال الماس هستند و هر دو به میلدرد سنت پیر، دختر یک کارمند قدیمی، علاقهمندند. برای مدتی او بیطرف است اما آرنولد در ابراز احساساتش بسیار عجول است و او را پس میزند. گیلبرت هاول، یک فروشنده سیار شرکت، یک بسته مهر و موم شده حاوی مدارک خصوصی با ارزش را در گاوصندوق قرار میدهد. در همان روز، تعدادی سنگهای قیمتی برش نخورده در بستهای مشابه در گاوصندوق قرار میگیرد. وقتی هاوارد به سفر معمولش میرود، آنچه را که فکر میکند مدارکش است از گاوصندوق برمیدارد. همان شب، سنت پیر پیرمرد، با یادآوری اینکه برخی مدارک بسیار مهم را روی میز خود گذاشته است، نگران میشود و تصمیم میگیرد به تنهایی به دفتر برگردد تا آنها را در گاوصندوق قرار دهد.