همه چیز تبریک است!
Všechno nejlepší!
روزی در زندگی یک راننده تاکسی جوان پراجیِت تاکسی ران جاردَا میخواهد تولدش را جشن بگیرد همه چیز خوب برنامهریزی شده و تحت کنترل است همانطور که در زندگی حرفهای و خصوصیاش وجود دارد با همه کنار میآید همه از او راضی هستند و او به طور ساده «راهش را بلد است» او همسر فوقالعادهای دارد خانه زیبا شغل آرام و یک معشوق جدید و دوستان زیادی اما سپس مردی سوار تاکسی جدیدش میشود مردی که سرنخهای سرنوشت هم با او مجموعهای از موقعیتهای غیرمنتظره و پیچیده و تصمیمات بنیادی را در آن روز به وجود میآورد و بنابراین در این همدمی ناگهان و سفر طولانی روزانه ارزشها و روابط برای هر دو نفر تغییر میکند